پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

خـــآطِــــرآتِ رَنــگـــیِ مَــنـــ :)

جمعه 14 اردیبهشت 1397
ن : گُلبَرگ:) . نظرات ()

منه هیجان زده:)

کلمات کلیدی : #TUMS , #شفیعی کدکنی , #من و فانتزی هآم:) ,


«به کجا چنین شتابان؟»
گون از نسیم پرسید
- دل من گرفته زین جا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟
- همه آرزویم اما
چه کنم که بسته پایم
به کجا چنین شتابان؟
- به هر آن کجا که باشد
به جز این سرا، سرایم
- سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه‌ها، به باران
برسان سلام ما را

/شفیعی کدکنی/


آخ که من چقدر این شعرو دوست دارم:)
و چقدر خوشحالم...
که دیدن شاعر این شعر از نزدیک قراره زودتر از چیزی که فکرشو میکردم نصیبم بشه!
یادتونه گفته بودم که من اگه به خاطر پزشکی هم نباشه، باید به خاطر دیدن آقای شفیعی کدکنی دانشگاه تهران قبول شم؟!
چون توی دانشکده ادبیات درس میده.(بالاخره اینم یه جور فانتزیه دیگه!
)
حالا چه چیزی بهتر از اینکه یک شنبه قراره مارو ببرن تهران برای بازدید از دانشکده های دانشگاه تهران؟! اللخصوص دانشکده پزشکیش!

زیر سایه ی معلم گرامی ادبیاتمون خانم ف.ر که این اردو رو برامون مهیا کرده.
چقدر من عاشق این بشرم آخه!

خیلی هیجان زده ام!
اعصاب سمپاتیکم انگار بیش فعال شدن...و حس میکنم روی اَبرام!
احتمالا این هیجانم باید ناشی از دیدن دانشکده پزشکیش باشه!
هرچند که من با وجودی که اونجارو ندیدم اما حتی شکل سالن امتحاناتشم میدونم!
 اونقدر که تو زمان بیکاری توی اینترنت گشتم و عکساشو پیدا کردم.
اصلا از کجا معلوم؟!..شاید نتونستم دانشگاه تهران قبول شم!شاید فقط یه رویا باشه...
ولی خب این دلیل نمیشه که با دیدنش هیجان زده نشم دیگه! نه؟ :)
من حتی اگه پزشکی شهرستان هم قبول شم باز خوشحال میشم! دیگه تهران باشه که چه بهتر!
حالا بیخیال کنکورِ من!
برگردیم به بحث قبل!
اصلا ببینم اون روز شفیعی کدکنی اونجا هست یا نه؟!
فرض کن بریم ببینیم اونروز روز کاریش نبوده!

ههههه!

+نمیدونم تا یکشنبه اصلا اینترنتی واسم میمونه که بیام اتفاقات اردو رو تعریف کنم یا نه؟!
+نتایج نظرسنجی رو به زودی برای کسایی که کنجکاو بودن خواهم گذاشت!
فعلا ۴۲ نفر نظر دادن. به ۵۰ برسه بعد:))
نتایجش جالبه