تبلیغات
«قَـــلَـــمـــدآر» - فانتزی
فانتزی
توی فیلم «غرور و تعصب» که من عاااشقشم و رمانشم خوندم؛ خونه ی «آقای دارسی» همیشه منو متحیر میکرد!(این باکلاس حرف زدنا به من نمیاد! بهتره به جاش بگم که کف و خون قاطی میکردم!)
از همون لحظه که وارد میشدی یه سالن بزرگ لابی مانند داشت...با دیوارهایی از جنس سنگای خاص..
بهترین قسمتش سقفش بود!
یه سقف گنبدی که کلاااا به شکل خیلی خاصی نقاشی شده بود...فرشته ها و این حرفا!
یه اتاق توی اون عمارت به اون بزرگی بود که توش پر از مجسمه های سفید کنده کاری شده بود...مجسمه ی فرشته های مختلف..
مجسمه ی خودش (یعنی آقای دارسی) و خواهرش هم بود.
از قسمتای دیگه ی خونه نمیگم چون اونقدر زیادو خاصه که اصلا وقت نمیشه!
یکی از آرزوهام اینه که یه خونه داشته باشم که حتی شده قسمت کوچیکی از سقفش یا دیوارش نقاشی شده باشه...اصلا همینکه بهش فکر میکنم هم نیشم باز میشه!
خخخ
البته این یه جور فانتزیه..عملی شدنش که حتمی نیس! 
همینجوری گفتم:دی
+دیشب ساعت ۳ خوابیدم و امروز ساعت ۱ از خواب پاشدم! 
تو این یه هفته باید به خودم عادت بدم که ۱۲ شب بخوابم و ۹ صبح بیدار شم تا واسه کنکور عادت کنم!
این امتحانا کلا خواب مارو بهم ریخت رف!
+بدرود...
پ.ن: بچه ها کامنتای این پست بالاس! با پایینی اشتباه نگیرید D:

موضوعات: آرزوهای رنگی من:) ،
[ پنجشنبه 24 خرداد 1397 ] [ 01:56 ب.ظ ] [ گُلبَرگ:) . ] [ نظرات () ]
آخرین مطالب