یا حبیبی سلاااام!
الان به راحتی قابلیت خط خطی کردن وبلاگمو دارم نه که خیلی وقته پست نزاشتم شاخ شدم!
+اندر مسافرت به سر میبریم! حالا مسافرت که میگم فکر نکنید پاریسی نیویورکی جایی رفتیما! در واقع ما از جایی که پر از ماشین و دوده؛ رفتیم به جایی که پر از الاغ و علفه!(ینی همون شهرستان خودمون! حالا الاغم که نه ولی خب دیه!)..اصلا در حال حاضر بوی یونجه و علف خیلی دلنشین تر از بوی کتاب تسته! البته فعلا! یه هفته دیگه میشینم از دوری کتابام شیون میکنم!
+فردا یه مراسم محلی داریم..یه چیزی مثل همون نامزدیه که توی تالار میگیرن..دیگه خودتون الان قیافه امو تصور کنید! از صبح با حالت شیطنت آمیز به همه نگاه میکنم و تو ذهنم دارم برنامه میریزم که تو مراسم دقیقا چجوری برقصم که هم انرژیم تخلیه شه..که میدونم نمیشه! هم آبروی نداشته ام جلو اینا نره!..اصلا بیخیال آبرو بابا! خوشی رو عشق است!
اصلا من همین الانشم دارم با آهنگ قر میدم..دیگه فردا رو خدا رحم کنه! یکی باید شخصا منو از برق بکشه!
+قبلا اگه به خاطر نمره ی کامل درس میخوندم،الان دیگه کاملا دارم با علاقه درس میخونم..درس خوندن خیلی اگور پگوریه نمیدونم چرا بعضیا خوششون نمیاد!(بعله اگور پگوریه)
+اومدنی با قطار کوپه ای اومدیم بسی خوش گذشت..کلی کارای اسکل وار و خنده دار انجام دادیم که واااقعا دیگه حسش نیست اونارو بتعریفم!!
+جدیدا حرص هرکیو که درمیارم و اون شخص میخواد جفت پا بیاد تو حلقم؛ سریع میرم رو کانال شماعی زاده:"ما که دعوا نداااریم..ما که دعوااا نداریم" (با ریتم بخونید)
+تا حالا به قسمت عنوان آخرین پستای گوشه ی وب نگاه کردین؟لامصب این چه عنواناییه؟



طبقه بندی: خاطره های رنگی من:)،

تاریخ : جمعه 3 شهریور 1396 | 09:36 ب.ظ | نویسنده : دخـــــــ❤ـــتــر شیـــطـــ❤ـــون . | نظرات