بَـــه بَـــه امشب چه شبــــیــست!
شب یلداتون مبــــارک!
اومدم یه تبریک بگم و برم چون دورهمی داریم^ــ^
شام هم مثل برنامه ی هرسال مرغ شکم پر و دلمه ی برگ مو!
به دستپخت مامان بزرگ جانِ دلم
و کلی خوراکی موراکی دیگه
خلاصه قراره امشب دو کیلو چاق شم!
ایشالله همتون امشب چاق شید!(لحن بیانم خستس ولی 
نیتم خیره!دارم دعای خیر میکنم براتون!)
شب یلدای خوبی رو براتون آرزو میکنم=)




طبقه بندی: متفرقه، خاطره های رنگی من:)،

تاریخ : سه شنبه 30 آذر 1395 | 07:14 ب.ظ | نویسنده : دخـــــــ❤ـــتــر شیـــطـــ❤ـــون . | نظرات
سلاااااام سلاااااام چطورید خوبید؟
بر نفسِ خسته ام غلبه کردمو بالاخره اومدم پست گذاشتم:دی
امروز زنگ آخر از درونم داشتم موج مکزیکی میرفتم^ــ^نه که شنبه 
تعطیله...!خخخ
آقااا از حق نگذریم چه سال تحصیلی امسال خفنه ها!لامصب همش 
تعطیلیم
ای باااباااا از 4 دی امتحانای ترم شروع میشه
بی خی باااااو این 3 روزو عشقهD=همه دانش آموزا یه کف 
نامرتـــــــــــــــب!
خب...خب دیگه!...چیه؟هَن؟
آهااا الان طبیعتا باید بشینم خاطره تعریف کنم ولی به همین
شنبه قسم خاطرم نمیاد
اومدم اعلام حضور کنم،یکم هم همو نگاه کنیم بعد برمD=
الخخخخ
بروبچ خوش بگذره بهتون این سه روز^ــ^خدافس:*




طبقه بندی: خاطره های رنگی من:)،
برچسب ها: خاطره+خاطرات+خاطرات دخترونه+وبلاگ خاطرات+یه دختر شیطون،

تاریخ : چهارشنبه 24 آذر 1395 | 10:01 ب.ظ | نویسنده : دخـــــــ❤ـــتــر شیـــطـــ❤ـــون . | نظرات
با عرض سلام و احترام(عههه بابا بزارید یه بارم عین آدم سلام بدم دیگه!والا!)
کیا مثِ منه بدبخت امروز رفتن مدرسه؟؟
هعی خدا!به کدامین گناه آخه؟!
عه؟اون گناه؟!آها باشه حله،قانع شدم!
خب...چی داشتم میگفتم؟...آها!
بزارید از دیشب بگم...
دیشب که تا ساعت ۱ شب داشتم فیلم ترسناک میدیدم^_^اونم چه فیلم ترررسناکی!رسما دوتا شلوار جدید پوشیدم تا فیلم تموم شهD:
آخه میدونین چی شد؟
ساعت ۱۲ که شد،همه رفتن خوابیدن!فقط من موندم!بعد چراغای خونمون یه سیستمی دارن ساعت ۱۲ اینا،خود به خود همشون خاموش میشن!
حالا فرض کنید!دقیقا جای ترسناک فیلم،
زارررت کل چراغا خاموش شد=|
حالا منم سیخ نشستم سرجام،نمیدونم بزنم تلوزینو خاموش کنم یا برم چراغارو روشن کنم!
آخه اون زامبیه هم ول نمیکرد که!داشت کله ی همه رو میکند...
از اونجایی که اندکی خسته تشریف دارم،تا آخر فیلم بلند نشدم چراغارو روشن کنم!
و همین شد که...خطر سکته ی قلبی رو از بیخ گوشم گذروندم الحمدلله!باشد که رستگار شوم!
+دیشب دفاعی وقت نشده بود بخونم،امروزم امتحانشو داشتیم.
خلاصه با خودم گفتم ساعت ۵ صبح بیدار میشم قبل مدرسه یه دوره میکنم!...ولی خب،ازاونجایی که عین سفره ماهی تا ساعت ۱ چسبیده بودم به تلوزیون،وقتی صبح ساعت گوشیم زنگ خورد تا بیدار شم،عین این هنگا بلند شدم گوشیمو خاموش کردم گفتم گوربابای دفاعی،بعد دوباره پهن شدم خوابیدم=| (البته ناگفته‌نماند که من همونم بیدار نمیشدم آخرش با لگد خواهرم بیدار شدم!)
+هیچی دیگه!آخرشم امتحان نگرفت!خخخ
+امروز تشریح شش گوسپند داشتیم.طوری ششه رو تیکه پاره کردیم که فکر کنم مرحوم جناب گوسپند تو گور به خودش لرزید!
+کلی اتفاقات دیگه هم افتاد ولی نه من حسشه که بنویسم نه شما حسشه که بخونید!ناموسا!!!
خب من برفتم دیگه!خدافس*_^

برچسب ها: دخترونه+وبلاگ دخترونه+وبلاگ خاطرات+خاطرات دخترونه+یه دختر شیطون،

تاریخ : سه شنبه 9 آذر 1395 | 04:31 ب.ظ | نویسنده : دخـــــــ❤ـــتــر شیـــطـــ❤ـــون . | نظرات
سلام سلام!چه خبرا بروبچ؟
والا از ما که خبری نیس،به جز حرص خوردن-_-
از یه طرف این امتحانا که رگباری میخوره 
تو سرمون!از یه طرفم حسرت اندکی برف!:(
این دومی خیلی سوزناکه ها!
کرجی ها میفهمن چی میگم:(
هعی خدا!چی میشه جوری برف بباره که 
کل کرج نابود بشه بعد این سه شنبه هم 
تعطیل شه!آخه خیلی اضافه اس..بین دوتا
تعطیلی-_-
هیییین گفتم تعطیلی یادم افتاد که این
هفته چه خفنه ها!کلا با بشکن زدن میریم مدرسه با موج مکزیکی برمیگردیم چون دوروز تعطیلیه!خخخخ
البته همراه با موج مکزیکی اندکی هم بندری میریم به دلیل این سوز و سرمای زیبا=|
بابا چه وضعشه برف نیومده سرماشو فرستاده!
فریزر رو که باز میکنم مرغا میگن داداش 
درو ببند سوز میاد!
یعنی در این حدا!!!
بازم تاکید میکنم کرجی ها میفهمن دارم چی میگم-_-
دعا کنید یه فرجی بشه یا برف بیاد یا بهمن بیاد یا سیل بیاد یا داعش بیاد...خلاصه هرچی!فقط
این سه شنبه هم تعطیل شه دیگههه
تو عروسیتون جبران میکنم^_^
*راستی آهنگ با تو این دل از مسعود صادقلو خیلی خفنه!حتما بگوشید!آهنگش یه جوریه هروقت گوش میدم جو میگیرتم حس این رقاص های حرفه ای که با رَپ میرقصن بهم دست میده^_^(حالا اسم اون رقاصارو نمیدونم!)
*فردا امتحانی ندارم!جلل جالب!!!مگه میشه؟مگه داریم؟!!!
*عه من باید برم بازم میام خدافظ بروبچ:*

برچسب ها: خاطرات+دفتر خاطرات+یه دختر شیطون،

تاریخ : شنبه 6 آذر 1395 | 08:31 ب.ظ | نویسنده : دخـــــــ❤ـــتــر شیـــطـــ❤ـــون . | نظرات