سلام بر شوما!من اومدم!(〜^∇^)〜
(فقط برای آگاهی گفتم)
آقا چند روز بود نت نداشتم!..دیگه خودتون تصور کنید دیگه!
اصلا ادامه اشو‌ نمیتونم بگم!اشک توی چشمام جمع شد!(╥_╥)
خخخ..امروز توی مدرسه داشتم لقمه ی موردعلاقمو 
میخوردم..یه مگس روانپریش صاف اومد رفت توی حلقم!
اصلا اشتهام کور شد!
+ولی خب اتفاقات خنده دار زیادی افتادا 
ولی حسش نیس بگم!شرمنده ها(^~^)
+من عاشق آهنگ وابستگی محسن یگانه ام...هر یه ساعت یه بار،تو اوووج سکوت که همه اهل خاندان رفتن توی افق..یهو داد میزنم وااااااااااای!...بعد که همه زهره ترک شدنو دارن بهم نگاه میکنن ادامه اشو‌ میگم:از این وابستگی.../(^o^)\
یعنیا دیگه خانواده امیدشونو از من بریدن...دیگه کم کم قراره تهش یه زهرخر کره ماری چیزی بشنومD:
تو مدرسه هم همین وضعه ها البته!واااااای از این وابستگی!
لطفا همراه با من تکرار کنید!(⌒_⌒;)
حالا شماهم انجام بدید ولی خب قبلش هماهنگ کرده باشید با فامیلی دوستی چیزی تا شب تو‌خیابون نمونید!
این هم از نصیحت های شیخ مبین به مریدانヽ(*゚ー゚*)ノ
+امشب تولد خاله امههه...پس همه باهم:
این شبی که میگن شب نیس(〜^∇^)〜
اگه‌ شبه مثل اون شب نیست(〜 ̄△ ̄)〜
امشب مثل دیشب نیس(~‾▿‾)~
هیچ شبی مثل امشب نیییس(〜^∇^)〜
واااای از این وابستگی
(این مصراع آخرو واجب بود بگم!)
________________________
بروبچ عزیز،عرضم به حضورتون که(چه لفظ قلم!)تعدادی از رفقای گل گفتن نمیشه نظر گذاشت،قسمت نظرات میاد تهدید میکنه که بگو من ربات نیستم!د بگووو ربات نیستم!!خب راه حل اینه که یدونه همچین با پشت دست بزنید تو دهنش(منظورم اینه تیک بزنید که ربات نیستید تا حالیش شه!!!)که حساب کار دستش بیاد!خخخ..حالا از شوخی گذشته،من توی وب میهن بلاگی های دیگه هم دیدم که توی نظرات،جدیدا این سیستم رباتو گذاشته...یعنی کار من نیست!ببینید اگه بازم نشد که نظر بزارید اونوقت یه جلسه ی دیگه تشکیل میدیدم.با یه صلوات،ختم جلسه رو اعلام میکنمヽ(*゚ー゚*)ノ



طبقه بندی: خاطره های رنگی من:)،

تاریخ : شنبه 26 فروردین 1396 | 05:04 ب.ظ | نویسنده : دخـــــــ❤ـــتــر شیـــطـــ❤ـــون . | نظرات
سلـام بر همگی(^v^)
خوبید؟سلامتید؟
البته منکه میدونم همه الان در تکاپوی حل کردن مشقاشونن^_*
خخخ..
تعطیلات در حدی زود گذشت که میترسم پلک‌بزنم این دو روزم تموم شهD:والا!
نمیدونم شماهم این حسو دارید یا نه ولی من الان حتی یادم نیست فرم مدرسه ام چه رنگی بود!نکنه فقط من اینطوریم؟؟
چرا من دوشنبه باید برم مدرسه وقتی دو زنگ ریاضی دارم یه زنگ ورزش یه زنگم آزمایشگاه فیزیک؟؟!
تازه با ریاضی که مشکلی ندارم!ولی اون آزمایشگاه فیزیکو کجای دلم بزارم؟ಠ_ಠ 
اصلا از بحث مدرسه بیایم بیرون.اولین سوتی سال ۹۶ اَم ثبت شد^_^
دیروز با خالم و خواهرم توی آشپزخونه بودیم،پنجره هم باز بود.
یهو‌ من چشمم خورد به یه کفتر که روی سیم برق جلوی پنجره نشسته بود!حالا شب قبلش ما داشتیم درباره ی اینکه بعد‌مرگ به چی تبدیل میشیم حرف میزدیم.خواهرمو خالم میگفتن کفتر من میگفتم آفتابه(خلاصه اینکع داشتیم چرت و پرت میگفتیم!)
بعد حالا ما سه تا کلمه امونو کرده بودیم بیرون و یکی یکی صدای کفتر درمیاوردیم تا مارو ببینه!!!(اینم بگم پنجره روبه کوچه پشتی بود‌که پرنده پر نمیزدا)بعد تو اون وضع،پوکر فیس نگاه کردن کبوتر به ما به کنار...یه نفر از اونجا رد شد صدامونو شنید!
خواهرم هول شد پنجره‌رو کوبید اومدیم تو...کفتره هم گرخید رفت!
هیچ وقت اون سر تاسفی که کفتره برای ما تکون دادو یادم نمیره!خخخ
+شاید دوشنبه خیلی روز نابودی باشه اما در عوض‌ سیزده‌‌ بدر سال ۹۸ افتاده سه شنبه،چهارشنبه تعطیل رسمیه،پنج‌شنبه و‌جمعه هم که تعطیل(〜^∇^)〜خلاصه گفتم امیدتونو از دست ندید!
+تازه سه شنبه ی هفته ی بعدم تعطیلهD:



طبقه بندی: خاطره های رنگی من:)،

تاریخ : شنبه 12 فروردین 1396 | 02:44 ب.ظ | نویسنده : دخـــــــ❤ـــتــر شیـــطـــ❤ـــون . | نظرات
بروبچ‌ شاید باورتون نشه ولی توی کرج داره برف میاد^_^


طبقه بندی: خاطره های رنگی من:)،

تاریخ : جمعه 4 فروردین 1396 | 01:22 ب.ظ | نویسنده : دخـــــــ❤ـــتــر شیـــطـــ❤ـــون . | نظرات