دست بزن دست بزن(〜^∇^)〜
سر خوش و سر مست بزن(~‾▿‾)~
تا نفست هست بزن~(^з^)-☆
بعله باز من اومدم:) یعنی تو‌ یه دستم گوشیه، تو اونیکی دستم آفتابه..آخه یه آدم چطوری اینقدر عن یه آهنگو درمیاره؟:| خودمم در عجبم!..خب من در کِل کشیدن مهارت دارم..من کِل میکشم،
یکی از عزیزان سوت بلبلی بزنه، بقیه هم دست بزنن!
بعله نکته ی ظریفی که‌باید بهش توجه کرد اینه که ما صدای همو نمیشنویم...ولی با قلبمون ارتباط برقرار میکنیم( او مای گاد! چقدر شاخ و باکلاس!
لی لی لی لی نور تویی شیشه تویی
برگ تویی ریشه تویی
من علفم من چمنم من نه منم نه من منم!
منمو ننم ننمو منم!
عه باز ریدم تو آهنگ:|
اصلا بیخی آهنگ بریم صفحه بعدیD:
+بابا یه جوری هوا گرمه که خوده گرمه اینقدر هوا نیس!
چه وضعشه آخه..امروز رفته بودم کتابخونه، طوری گرم بود که اون آخرا داشتم به صورت همه اونایی که دور و برم درس میخوندن زل میزدم..یه لبخندم از اینایی که تو فیلما قبل به رحمت ایزدی رفتن ،میزنن زده بودم!..فکر کنم صورتم نورانی هم شده بود..کم کم داشت عمل تصعید و بخار شدنم صورت میگرفت که مادر گرام اومد دنبالم و منو از اون وضع نجات داد!
اینه که هنوزم در خدمتم!
الانم کولر نشسته بغل دستم..من میگم اون مینویسه!
+فکر کنم حدس میزنید که از گرمای زیاد، نمیدونم دارم چی میگم..که تبریک میگم..شما درست حدس زدید(^~^)
+به نظرتون اگه بخوام بین حموم رفتن و‌ تست زدن یکیشو انتخاب کنم ،دوش آب سرد بگیرم یا گرم؟ಠ_ಠ
خخخ..



طبقه بندی: خاطره های رنگی من:)،

تاریخ : سه شنبه 20 تیر 1396 | 03:30 ب.ظ | نویسنده : دخـــــــ❤ـــتــر شیـــطـــ❤ـــون . | نظرات
ریاضیا و انسانیا کنکور دادندیヽ(*゚ー゚*)ノ
امیدوارم همشون راضی بوده باشنD:
راحت شدن از شر استرس و درس خوندن برای کنکور^_^
خواهر منم فردا راحت میشه..کنکور تجربیا فرداس..
خدا جونم..قربون اون کرمت..خواهرم به اندازه کافی به فنا رفت تو این سال کنکور لطفا کمکش کن با بهترین نتیجه..با نتیجه ای که خودش میخواد راحت شه..
دوستان لطفا اگه میتونید شما هم یه دعا براش بکنید که سر کنکور استرس نگیره بتونه هرچی اطلاعات داره رو برگه خالی کنه..ازتون ممنونم..تو عروسیتون جبران میکنم



طبقه بندی: متفرقه،

تاریخ : پنجشنبه 15 تیر 1396 | 12:34 ب.ظ | نویسنده : دخـــــــ❤ـــتــر شیـــطـــ❤ـــون . | نظرات
همین دو دیقه پیش، یه جلسه ی فوری با «خودم!» برگزار کردم و قرار شد که به دلیل باکلاسی و صرفه جویی در زمان، دیگه اول پستام «سلام» ننویسم!(^.^)
حالا یکی نیس بگه مگه یه سلام چقدر وقتتو میگیره!
عاقا بیخی حسش نیس ما حرفای مهم تری داریم!
امروز بعد از ظهر خونه تنها بودم..منم از فرصت استفاده کردم و آهنگای شاد جدیدی که دان کرده بودمو گذاشتمو قرررر دادم:)
قر دادن عمل پسندیده ایست..! سرطان زا هم هس تازه!(∩_∩)
+من صبحا که از خواب بیدار میشم،وقتی خودمو توی آینه میبینم رسما میرینم به خودم!!آینه هم میشکنه! ..چطوری تو این فیلما با آرایش و‌موهای حالت دار بیدار میشن لعنتی؟
فکر کنم یه عذرخواهی به اهل خانه بدهکارم بابت اینکه صبحشونو با قیافه ی نابود بنده آغاز مینمایند!
+آخه کدوم اسکلی مثل من، وقتی که از گرما در حال به فنا رفتنه، دو سه لیوان چایی میخوره؟:| دیگه از گرما رو به موت بودم که دیدم مخترع کولر نشسته بغل دستم و داره میزنه تو سرش که چرا کولرو‌ روشن نمیکنم!!..منم مثل اسکلا تازه یادم افتاد کولر داریم:|
بلند‌ شدم کولرو‌ زدم...ولی چه حااالی دادD:
+گشنمههه...ولی کی حوصله داره تا آشپزخونه بره؟!
اگه یه عزیز جانی بیاد یه چیزی اختراع کنه که باهاش بشه از اینترنت غذا دانلود کرد، دیگه هیچ آرزویی نخواهم داشت:)
+دلم شماااال میخواد!..ولی به دلیل کنکور خواهر عزیز جان، فعلا نه مسافرت میشه بریم نه دور دور!
جمعه ی این هفته کنکور داره..یک‌عدد دعا هم براش بکنید لدفا..از جوونیت خیر ببینی مادرD:
+میخوام از شنبه ی هفته ی بعد بشینم عین اسکلا درس بخونم!خخخ
+ولی از نظرم آدم خلاق باید باشه! مثلا من یک عدد وب دیدم که دقیقا بعضی از نوشته های اسکلانه ی منو کپی کرده گذاشته تو پستاش! آقا نکنید این کارو زشته! حالا منکه بهش چیزی نگفتم،ولی خب فکر کنم وقتی آدم پستاشو با حرفای خودش بنویسه شیرین تر باشه:))) 
+تابستانتان را بترکونیدD: بدرود..



طبقه بندی: خاطره های رنگی من:)،

تاریخ : یکشنبه 11 تیر 1396 | 08:45 ب.ظ | نویسنده : دخـــــــ❤ـــتــر شیـــطـــ❤ـــون . | نظرات