تبلیغات
یــه دخـــتر شــیطـــون^_^ - مطالب ابر #اسکلانه نوشت

پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

خـــآطِــــرآتِ رَنــگـــیِ مَــنـــ :)

سه شنبه 19 دی 1396
ن : گُلبَرگ:) . نظرات ()

عادت کردم به اون جغد درونتD:

کلمات کلیدی : #شلوار کردی پلنگی! , #اسکلانه نوشت , #مبینای جغد:| ,


آقا سینه بزنید من اومدممم!ヽ(^。^)丿
قرار بود مثلا جمعه بیام ولی گفتم سریع بیام یه پست بزارمو برم!o(^▽^)o
+به جغد بودن بنده عادت کردین دیگه؟!
(هم اکنون عقربه های ساعت به شکل پوکری ساعت 1:15 دقیقه ی شب را نشان میدهند!)
موضوع وبلاگ الهام گرفته شده از آهنگ *عادت کردم* مهدی جهانی
+چهارشنبه ی هفته ی پیش توی خواب شوی هندی دیدم! آهنگشم اونقدررر شاد بود که وقتی از خواب بیدار شدم قشنگ شارژ بودم و نیشم باز بود!
به خواهرم که تعریف کردم پوکر نگاهم کرد! سرشو با تاسف تکون داد و گفت:«خواهر سرخوش داشتن هم نعمته!» 
+عرضم به حضورتون که توی این ایام امتحانات به یه نکته ی ظریفی که پی بردم این بود که من تا شب امتحان نشه استرس بیچارم نكنه، عین خر تو گِل نمونم، شب تا صب بیدار نمونم نمیتونم واسه امتحانا درس بخونم ! :|
البته الان که بیدارم امتحان ندارم! خداروشکر:|
+یکی از فانتزی های معروفم اینه که شلوار کردی با طرح پلنگی بپوشم و خلاف جهت باد راه برم! 
+برم سریع بخوابم-_- نظرارو جمعه میام تایید میکنم:) بدرود...
+راستی یادم رفت با کدوم فونت مینوشتم:
(به قول خواهرم گیج!) واس همین کلا به فونت توجه نکنین دیه



شنبه 2 دی 1396
ن : گُلبَرگ:) . نظرات ()

شوخیه مگه؟!

کلمات کلیدی : #شیخ مبین الدین , #اسکلانه نوشت , #آب و هوای اسکل:| ,


(با ریتم بخونید!)
شوخیه مگه برینی بگی نبودی؟ :|
تو پاس نمیشی نشون به اون نشونی! (ToT)
شوخیه مگه دلو بزنی به دریا(◎_◎;)
بگی از ترم بعد جبران میکنم ایشااللهヽ(^。^)丿
اندر احوالات دانش آموزان و دانشجویان گرام در این ایام مبارک
سروده ی شیخ مبین الدین اعظم!
بعله همونطور که مشاهده میکنید باز من به یه آهنگ گیر دادم و ری*دم توش(^_^;)
اگه ببینم یکی شعرمو کپی کرده بدون منبع؛ با تسبیحم میفتم دنبالشا ಠ_ಠ گفته باشم!!
+امروز امتحان ترم ریاضی جآن داشتیم:)
خیلی خوب بود:)
اون آخرا مراقبا با کتک و جفتک ازم برگه رو گرفتن گفتن گمشو بیرون آسفالتمون کردی:| (یکم اغراق شد!)
خو سه بار از اول نشستم برگه رو حل کردم تا خیالم راحت شه بی دقتی نکردم :| 
+فی الاثنین أنا لی امتحان اللغة العربیة! الیوهاهاهاD:
+خداجونم! آب و هوای ایران اسکل شده:| زمستونم همچین خودشو گرفته که نگو! میشه باهاشون صحبت کنی بگی این راهش نیست؟ :| میترسم زمستون تموم شده و رنگ برفو نبینیم!
+این قالبم را میدوستD:


جمعه 19 آبان 1396
ن : گُلبَرگ:) . نظرات ()

شاخ شاخان:|

کلمات کلیدی : #اسکلانه نوشت , #یکی_به_دادم_برسه_واویلا! ,


سلااااام رفقا:)
شاخ مجلس اومد! 
ینی از یه ساعت پیش که اینترنت گرفتم عین ندید بدیدا پهن شدم رو گوشی! مثل اینایی که یه ساله خارج از کشور بوده و کل کاراش عقب افتاده! خخخ
+بنظرتون حکمتش چیه که روزایی که وفاته ما میلمون به رقص و آهنگ بیشتر میشه؟ :|
من حتی دیروز که اربعین بود وسط درس خوندن(تاکید میکنم وسط درس خوندن!) یهو شروع کردم به رقصیدن و آهنگ خوندن! بعد یهو یادم افتاد وفاته یه پس گردنی به خودم زدم و آروم نشستم سرجام:| 
باشد که رستگار شوم!
+واااای پریشب خواب دیدم امسال سال نود و هشته و من کنکور دادم! بعد نتایج که اومد فهمیدم مردود شدم...بعد تصمیم گرفتم پشت کنکور بمونم!..وحشتناک ترین کابوس عمرم بود ینی:|
ملت خواب میبینن رئیس جمهور شدن اونوخ خواب مارو ببین:| هعی روزگار!
+چهارشنبه امتحان دینی داشتیم..بعد چون سوالای معلممون سخت بود بچه ها کنسلش کردن انداختنش چهارشنبه هفته بعد...امتحان تستی زیستم انداختن هفته بعد! امتحان عربی هم همینطور:| دیگه خودتون تصور کنید! هفته ی بعد امتحان ریاضی و تاریخ و تستی زیست و عربی و زبان و ...داریم!
یکی به دااادم برسه واویلا(تیکه کلامم شده اصن!)
+ خواهرم میگه خواب دیده که واسه دانشگاه دیرش شده بوده! استادم سر کلاس بوده!
بعد اینم با عجله داشته میدوییده سمت کلاس یهو میبینه داره با یه پا میدوئه! یعنی یه پا نداشت! بعد این استرس گرفته یه جهش بلند کرده که برسه به کلاس! ولی دید نمیتونه دیگه بیاد پایین!ترمزش نگرفت همینجوری تو هوا از کنار کلاس رد شد و رفت تا آخر راهرو و خورد تو دیوار!
نه که خواهرم ترمکه تحت فشاره! کلا خوابای منو خواهرم همینجوری اسکلانه اس
+تا پستی دیگر بدرود...


سه شنبه 21 شهریور 1396
ن : گُلبَرگ:) . نظرات ()

شبه الدین شانس الملوک:|

کلمات کلیدی : #اسکلانه نوشت , #شبه الدین شانس الملوک ,


..بر طبل شادانه بکوب!( حالا یه چیز گفتم دیه!) که من آمده ام وای وای! چه دلنواز اومدم اما با نااااز اومدم! ^_^
اندر احوالات بنده در این چند روز:
وی پس از بازگشت از سفر؛ مشاهده کردندی که تابستان در حال تمام شدن بودندی و در حالی که بر سر خود میکوبندی؛ سعی در جمع بندی دروس میکردندی! D:
تو چند جمله خلاصه کردم خاطراتو! ^-^
+فاجعه ی واقعی اینجاست که مهدی جهانی اولین کنسرتشو گذاشته بود و من نتونستم بررررم! چرا؟ چون دیر فهمیدم کنسرت گذاشته! :| این ملت ماهم یه جوری یورش بردن و بلیت خریدن که تو یه ربع بلیتا تموم شده! من اگه شانس داشتم؛ لقبم شبه بز نبود! شبه الدین شانس الملک بود!(کلمه ابداع کردم!)
+نصفه شبی..چشمام از خواب باز نمیشه..رو تختم مثل سفره پهن شدم..بعد ذهنم درگیره اینه که زرافه که هم کره هم کوره هم لال؛ به چه امیدی زندگی میکنه؟ چطوری لامصب؟(یک عدد ذهن درگیر و اسکل^-^)
+راستی خدایی اعضای بدنم توی اون دنیا میخوان علیه من شهادت بدن که آخرش تو آتیش بسوزن؟ بعله...اعضای بدنم هم اسکلن:|
+اگه خوابم نمیومد حرفای بیشتری میگفتم ولی خب چشمامو با چسب باز نگه داشتم! برم بخوابم که کلی کار دارم(بعله من سرم شلوغه! آی ام شاااخ! آی ام لاکچری!)D:
+اگه میبینید کم پست میزارم یا به وبلاگاتون کم سر میزنم یا نظرارو دیر جواب میدم ؛به خاطر همین سنگینی درسا و این چیزاس! این پستو گذاشتم بدونید زنده امD: سعی میکنم زود زود پست بزارم:)
+بدرود...