کلاس پایه به کلاس ما میگن که شنبه رو به میل خودمون تعطیل کردیم!
یعنی شنبه هیچکی از کلاس ما مدرسه نمیره! و تازه امتحان زیستی که داشتیمم کنسل کردیم و انداختیم دو هفته بعد!
تا یکشنبه تو خونه پهن میشم^_^
+هیچی دیگه! تک تک سلولای بدنم دارن موج مکزیکی میرن:)
+هوا طوری سرده که آسمون شرمنده اس به خاطر اینکه برف نباریده! در این حد ینی!
+دوست دارم این چند روز تعطیلی مطابق میلم پیش بره:) 
+یکی دیگه از بیتای مولانا که میدوست:
"بروید ای حریفان بکشید یار مارا...به من آورید آخر صنم گریزپا را"




طبقه بندی: خاطره های رنگی من:)،
برچسب ها: #ذوق مرگ نوشت، #مولانای جان،

تاریخ : چهارشنبه 24 آبان 1396 | 03:02 ب.ظ | نویسنده : دخـــــــ❤ـــتــر شیـــطـــ❤ـــون . | نظرات
به دو عدد قطره باران نیازمندیم!
بابا من دلم بارون میخواااد!
(یه جوری حرف میزنم انگار وقتی بارون بیاد قراره با عشقم تو خیابون زیر چتر قدم بزنیم و زرای عشقولانه بزنیم:| ایش!)
آخه بارون که میاد من پنجره رو باز میکنم و صدای بارون باعث میشه حس درس خوندنم بیشتر شه:)
فکر کنم من اگه شمال زندگی میکردم رتبه یک کنکور میشدم
+شما هم از الان واسه یکشنبه ی هفته ی بعد که تعطیله ذوق دارین؟یا فقط من اینجوریم؟! کاش شنبه هم تعطیل بود!
+مادر جان جانان برنامه دارن که برای تفریح و تعویض روحیه بفرستنم کلاس سنتور:) که چند سالی میشد گذاشته بودمش کنار...
+من درس سوم فارسی یازدهمو بسی دوست دارم:)
چون شعرای مولانارو خیلی میدوست:)
مخصوصا این بیت ها:
"ما ز فلک برتریم؛وز ملک افزون تریم...زین دو چرا نگذریم؟منزل ما کبریاست! "
"بشنو این نی چون شکایت میکند...از جدایی ها حکایت میکند"
اصلا من برم تو افق شعرای مولانا:) 
+برم درس بخونم فردا امتحان زبان دارم:| بدرود...



طبقه بندی: خاطره های رنگی من:)،
برچسب ها: #بارانم_آرزوست، #مولانای جان،

تاریخ : شنبه 20 آبان 1396 | 06:01 ب.ظ | نویسنده : دخـــــــ❤ـــتــر شیـــطـــ❤ـــون . | نظرات